الشيخ رسول جعفريان
1112
رسائل حجابيه (فارسى)
اسلامى را انقلاب حجاب ناميد ، بىترديد آشكار و واضح خواهد شد كه اين كتاب ، مهمترين ، و براى اكثريت قريب به اتفاق خوانندگان ، تنها اثرى بود كه مىتوانست در اين جهت مسأله را توجيه و اذهان جوانان را قانع كند . در كنار موفقيت اين كتاب ، انتقادهايى نيز نسبت به آن صورت گرفت و در اين زمينه ، آثارى هم نوشته شد . يك نمونهء مكتوب آن ، يادداشتهايى است كه يكى از شاگردان و همكاران آقاى مطهرى بر كتاب نوشت و بعدها استاد آنها را پاسخ داده تحت عنوان پاسخهاى استاد به نقدهايى بر كتاب مسألهء حجاب به چاپ رسيد . « 1 » به نوشتهء آقاى استادى ، سه رسالهء ديگر هم در نقد بر كتاب مسألهء حجاب چاپ شد : رسالهء آيهء جلباب از آقاى صديقين ؛ الحجاب فى الاسلام از آقاى شيخ ابو القاسم اشتهاردى ؛ و سوم نوشتهاى از آقاى ضياءآبادى از علما و مدرسان تهران . « 2 » فضاى مخالفت با آراى ايشان نيز در همان سالها ، در ميان علما وجود داشته و كسانى ايشان را به دليل برخى از ديدگاههايى كه در زمينهء پوشش داشتند ، مورد انتقاد قرار مىدادند . دكتر محمد باقر حجتى از برخى از اين ابراز مخالفتها كه در ارتباط با مسألهء حجاب بر ضد استاد مىشده ، سخن گفته ، و همزمان يادآور شده است كه استاد مطهرى مىكوشيد تا با اهداى روسرى به دانشجويان دختر بىحجابى كه براى نخستين بار وارد دانشگاه مىشدند ، آنان را به سمت حجاب متمايل سازد . « 3 » طبعا احتياط استاد در طرح مباحث ، عاملى اساسى براى جلوگيرى از اين قبيل اعتراضات از سوى محافل طلبگى بود . اين نكته نيز شايسته يادآورى است كه مباحث استاد ، و انتقادهايى كه به نوشتهء ايشان صورت مىگرفت ، همگى در محدودهء حوزهء مباحث طلبگى بود ؛ اگر استاد به بازگذاشتن وجه و كفين اعتقاد داشت ، دقيقا از زاويهء ديد فقهى بود ، نه آنكه مانند كسانى چون قاسم امين يا ديگران ، آن را ابزارى براى ورود به عالم تجدد طرح كند . طبعا استثناى كردن وجه و كفين از پوشش ، نظرى است كه در گذشته و حال ، بسيارى از نخبگان فقه و اجتهاد و مرجعيت داشته و دارند و البته ديدگاههاى مخالف نيز وجود داشته است . طبعا نشر رسائل حجابيه بدون اين اثر گرانقدر ، مناسب نمىنمود . به همين دليل مصمم شديم تا اين كتاب را نيز در اين مجموعه بگذاريم . در اينجا لازم است تا از لطف جناب آقاى دكتر على مطهرى ، به خاطر اجازهء نشر آن در كتاب در اين مجموعه ، سپاسگزارى مىكنم .
--> ( 1 ) . چاپ هشتم ، صدرا ، 1377 ش ، 80 ص . ( گو اينكه انتقادها از شخصى با نام آقاى محمد تقى شريعتمدار از شاگردان استاد بوده است . ( 2 ) . بيست مقاله ، ( قم ، انتشارات اسلامى ، 1374 ) ، ص 58 ( 3 ) . سرگذشتهاى ويژه از استاد مطهرى ( تهران ، ذكر ، 1370 ) ، ج 2 ، صص 73 - 76